آیا فرهنگ بومی در حال نابودی است؟
در جوامع شهری زنان جوان و دختران از لباس محلی استفاده نمی کنند و زنان سالخورده لباسهای محلی را می پسندند و در جوامع روستایی دختران جوان از لباسهای محلی استفاده نمی کنند. در اینجا این پرسش مطرح می شود آیا استفاده نکردن از لباس محلی نگران‌کننده است و این نشانه تهی شدن مردم یک منطقه از هویت فرهنگی است؟
  • کد خبر: ۲۱۰
  • ۱۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۳:۱۷

· 

این سوالی است که در ذهن بسیاری از مردم و کارشناسان مطرح می‌شود آنها می گویند هنگامی که به خیابان ها قدم می گذاریم تغییر سریع و غیرقابل مهاری را در میان عموم خصوصاً جوانان می بینیم.

چگونه از سنت ها، ارزش ها و مقوله های بومی خود فاصله گرفته اند.

یکی از ارزش های تاریخی ملت ها نوع لباس و پوشش آنها بوده است. یعنی لباس مردم هر منطقه معرف هویت و محیط جغرافیایی بوده که آنها در آن می زیستند. در کشور ما ایران که تنوع فرهنگی قومی و مذهبی بالاست ، نوع لباس در کنار لهجه و زبان همواره نمایانگر شخصیت اجتماعی و معرف قوم و منطقه بوده است .

در استان هرمزگان نیز این مسئله مشهود بوده است از گذشته لباس زنان و مردان شهرهای مختلف فرق می کرده است .این نوع تنوع را افراد می توانستند از کوچکترین تفاوت ها در نحوه پوشش تشخیص دهند. به عنوان مثال نوع" برقع" یا "روبندک" زنان هرمزگانی در نقاط مختلف متفاوت بوده است.

زنان منطقه شرق استان از "برقع" خاص که معمولاً رنگ قرمز در آن به کار می‌رفت استفاده می کردند. اما این" برقع" در مرکز استان جزیره قشم و غرب استان استان با یکدیگر تفاوت داشت. برقع در غرب استان که به آن بتوله یا بتیله گفته می شود از پترچه خاصی بافته می شود. مرحوم انجم روز کتابی تحت عنوان برقع پوشان خلیج فارس تالیف نموده که به زیبایی به جزییات و تفاوتها پرداخنه است..

شلوارهای گلدوزی شده نیز همین حالت را داشتند.

زنان هر منطقه در هرمزگان فرهنگ و سلیقه خاص خود شلوار ها را خوس می‌زدند یا گلدوزی می‌کردند . در لباس مردان نیز تفاوتها قابل توجه بود . مردان بزرگ در هر منطقه از لباس سفید بلند که شبیه لباس عربی بوده استفاده می کردند. اما این لباس سفید بلند برای هر منطقه متفاوت بوده است، زیرا برخی در کنار لباس سفید از پارچه به نام لنگ استفاده می کردند و پارچه‌ای که مردها بر دور سر خود می پیچاندند و به آن مندیل میگفتند. در غرب شهر بندرلنگه به مندیل غتره می گویند که تاکنون ساری و جاری است . ضمنا نوع گره زدن این پارچه در منطقه خمیر با قشم یا بندرلنگه متفاوت بوده است. تا گذشته ای نه چندان دور این نوع پوشش ها، پوشش رایج در تمام شهرها و روستاهای استان هرمزگان بوده است زنان از لباس و شلوار بندری استفاده می‌کردند و با چادر بندری و" برقع "خود را می پوشاندند. در بندرلنگه و برخی روستاهایی که رایج بوده که هنوز تقریبا رایج است به شلوارهای بندری ، شلوار تی بندری هم می گفتند. تی در اصطلاح قسمت پایین یا پاچه شلوار است که تزیین شده است. اضافه می نماید در منطقه بستک پوشش بندری برای زنان رایج نبوده است. البته اخیرا در منطقه گوده به دلیل ارتباط بیشتر با بندرعباس کمی تحت تاثیر پوشش بندرعباسی قرار گرفته اند.

چادر ریشه‌های تاریخی از هویت و فرهنگ مردم جنوب دارد و استفاده از آن به قبل از دوران اسلام باز می‌گردد. هنگامی که اسلام وارد ایران شد چادر به عنوان حجاب و پوشش زنان مورد تاکید قرار گرفت اما در مناطقی مثل هرمزگان به دلیل ارتباط فرهنگی با سایر مناطق حوزه خلیج فارس و مردم عرب نشین این منطقه پوشش ها و پوشش زنان و مردان آن مناطق مشابهت داشته است.

زنان هرمزگانی برای حفظ حیا از "برقع" استفاده می‌کردند.

استفاده از برقع تنها در برخی از مناطق ایران خصوص مناطق مرزی و جنوب معمول بوده است

به هر حال در هرمزگان زنان از لباس چادری که به آن چادر بندری میگفتن استفاده می کردند و در مناطق روستایی علاوه بر آن از برقع استفاده می شد اما با یک بررسی مشخص می شود که این نوع پوشش در جوامع شهری و روستایی به شدت در حال تغییر است.

در جوامع شهری زنان جوان و دختران از لباس محلی استفاده نمی کنند و زنان سالخورده لباسهای محلی را می پسندند و در جوامع روستایی دختران جوان از لباسهای محلی استفاده نمی کنند. در اینجا این پرسش مطرح می شود آیا استفاده نکردن از لباس محلی نگران‌کننده است و این نشانه تهی شدن مردم یک منطقه از هویت فرهنگی است؟

به این پرسش ها می توان جواب مثبت داد و هم جواب منفی.

جواب اول این است که فرهنگ جهانی بر فرهنگ ملی ، فرهنگ ملی بر خرده فرهنگ ها ،فرهنگ محلی و بومی فشار وارد می کند.

از این رو مسئله تغییر به نوع پوشش امری طبیعی است که در همه نقاط ایران نه فقط هرمزگان به چشم می‌آید. اما از منظر دیگر فاصله گرفتن از ارزش های محلی احساس شرم از پایبندی به سنت لباس و لهجه محلی سبب سردرگمی روحی و اجتماعی نسل جوان خواهد شد.

نقش هویت و اصالت در روحیه و شخصیت افراد بسیار مهم است و هنگامی‌که یک جوان با اندیشه ای رشد کند که آن اندیشه از هیچ اصالتی برخوردار نیست، پایبندی او به بسیاری از ارزش‌های روحی، معنوی، اخلاقی و خانوادگی کمتر خواهد شد.

با این ادعاشاید بتوان بخشی از عصیان، احساس تنهایی و مسئولیت ناپذیری نسل جوان را در این راستا مورد ارزیابی قرار داد.

اصالت محلی و هویت ملی هم آن قدر مهم است که اصالت خانواده مهم است .بی تعهدی به خانواده می تواند فاجعه آفرین باشد و بی تعهدی به منطقه و میهن نیز مردم جامعه را به افرادی تبدیل می کند که در قبال سرزمین خود مسئولیت پذیر نیستند.

هر چند که این مسئله می‌تواند مورد نقد قرار گیرد اما واقعیت جامعه ما این است که دور شدن از ارزش های محلی و بومی در میان نسل جوان و تقویت روحیه عصیان و نافرمانی و عدم پذیرش ارزش های خانوادگی و مسئولیت اجتماعی به موازات یکدیگر و با سرعت در حال حرکت هستند.

چیزی که امروزه در اکثر شهرهای بزرگ کشور از جمله استان هرمزگان دیده می شود.

(با پوزش از تصاویر ذیل که به دلیل مشگل گرافیکی رفع نگردید)


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر: